سيد جعفر شهيدى
10
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
را خواهد گرفت ، يا به حشمت تيرهاى بىحرمتى خواهد شد . نويسنده سى سال پيش كه چنين بحثى را گشود نوشت : من داستان شهربانو را باور نميكنم چون سندهايى كه اين داستان در آن آمده درست نيست . اكنون هم ميگويم اگر پايهء چنين شهرت درازمدت بر اين سندهاست كه بررسى شده ، چندان ارزش علمى ندارد . اما اگر پژوهندهاى سندى قطعى و غير قابل ترديد بيابد ، بر اوست كه آن را در معرض قضاوت محققان قرار دهد . متأسفانه تاكنون هر چه دربارهء شهربانو - باصالت يا ضمنى - نوشته شده - جز آنچه بعض شرقشناسان نوشتهاند - بر پايهء همان شهرت است . اما كسانى كه مىخواهند ، تنها از زندگانى امام چهارم خود آگاه گردند ميگويند : على بن الحسين بندهء برگزيدهء خدا ، نمونهء اعلاى تربيت اسلامى ، فاضلترين هاشميان عصر خود . . . و بالاخره امامى است كه خدا طاعت او را واجب فرموده است . مادر او شهربانو باشد يا غزاله ، يا سلافه ، يا حرار ، شاهزاده باشد يا كنيزك ، ايرانى باشد يا از اسيران كابل در آنچه ما از زندگانى اين امام مىخواهيم اثرى ندارد . چنين نظر از ديدگاه اين دسته از خوانندگان كتاب درست است ، اما از ديدگاه تاريخنويسى نميتوان بحث را بدين اختصار پايان داد . بلكه تا حد ممكن بايد اسناد را مقابله و بررسى كرد شايد حقيقت روشن گردد ، و يا لااقل راهى براى تحقيق آيندگان بازشود « 1 » اگر چنين پژوهشى ضرورت داشته باشد بايد گفت : در اسناد دست اول و نزديك به عصر اول نام مادر امام چهارم بدين صورتها ديده مىشود : شهربانو « 2 » شهربانويه « 3 » شاه زنان « 4 » جهان شاه « 5 » شهرناز « 6 » جهان
--> ( 1 ) . تقريبا سى سال پيش نويسنده جزوهاى با عنوان « بحثى دربارهء شهربانو » منتشر كرد . اين بحث مورد توجه دانشمندان ايرانى و بعض شرقشناسان خارجى قرار گرفت . بانوئى از دانشمندان انگلستان مقالهاى در نشريهء مدرسهء السنهء شرقى لندن سال 1967 شماره 30 ص 30 - 44 منتشر كرد كه ترجمهء آن بوسيله آقاى دكتر حسن جوادى استاد دانشگاه تهران در مجله بررسىهاى تاريخى شماره 3 و 4 سال دوم بچاپ رسيد . اساس مقالهء آن بانو در مورد شهربانو نوشته اين بنده بود . ولى يكى دو سال پيش سلسله مقالههايى دربارهء شهربانو منتشر شد كه تقريبا مندرجات جزوهء « بحثى دربارهء شهربانو » است با نشان دادن چند سند ديگر و از جمله ترجمهء آقاى ذبيح اللّه منصورى از داستان تخيلى كورت فريشلر ! ( 2 ) . كشف الغمه ج 2 ص 105 ( 3 ) . ارشاد ج 2 ص 138 . مناقب ج 4 ص 176 . اعلام الورى ص 256 ( 4 ) . ارشاد ج 2 ص 138 . كشف الغمه ج 2 ص 74 . مناقب ج 4 ص 176 . اعلام الورى ص 257 مجلسى در روايتى از دروس شاه زنان را دختر شيرويه مىشناساند ( بحار ص 14 ج 46 ) . ( 5 ) . اصول كافى ج 1 ص 467 . خرايج به نقل بحار ص 11 ج 46 ترجمه فرق الشيعة ص 31 ( 6 ) . مجمل التواريخ و القصص ص 456